زبانحال سیدالشهدا علیهالسلام در هنگام ورود به کربلا
من ذبـیح اعـظـمم را در مـنـا آوردهام هـستیام را در مـنای کـربـلا آوردهام یک ذبیح آورد ابراهیم با خود در مـنا من که هفتاد و دو قربان در منا آوردهام بارالها در ره تو بـستهام احرام عـشق سعی کـردم در ره تو تا صفا آوردهام گل فروشی عاشـقم در بوستان کـربلا یک گلستان گل برایت رونما آوردهام تـشنۀ وصل تـوأم نی تـشنۀ آب فـرات روی بـر سـرچـشـمـۀ آب بـقا آوردهام پـرچـم الله اکـبـر تـا بـمـانـد سـرفـراز روی دوش اکبر خود این لـوا آوردهام تا که جای مجـتبی خالی نباشد در منا قـاسـم او را به جای مـجـتـبی آوردهام تا علمداری کند در عرصۀ ایثار و عشق من عـلـمداری رشید و با وفـا آوردهام تا که این قربانیان گردد قبول حضرتت در طواف کعبۀ تو حج به جا آوردهام این «وفایی» بود بر میثاق و بر پیمان من گر هرآنچه داشـتم بهـر خـدا آوردهام |